تبليغاتX
شب بی ترانه






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



با اجازه ی دوست گلم ابرو ایرونی

فرو نشستن
بر خاستن
درافتادن
دوباره جوشيدن
دوباره كوشيدن
تن از كشاكش گرداب ها به در بردن
هزار مرتبه با سر به سنگ غلتيدن
همه تلاش براي رسيدن
آسودن
رسيدني كه دهد دست
بعد فرسودن!...وب سايت
هر چند غير از عشق
ديگر به چيزي هم اعتقادي نيست ؛
اما بهشتي هم اگر باشد
حتمأ همان فرداي بي اندوهگين توست
مفهوم دوزخ نيز
شايد همين امروز بي لبخند من باشد
كه در او جاي شادي نيست ،
با اين همه
گويا ميان اين دو هم چندان تضادي نيست
زيرا :
تا دستهايم را ميان دستهاي خويش مي گيري

حس مي كنم از دوزخ من تا بهشت تو
راه زيادي نيست !...
جسم از خاك ميزايد و به خاك مي رود
اما نفس خاك نيست كه در خاك شود
آغاز زندگي ست!...سخت است هنگام وداع
آنگاه که در مي يابي
چشماني که در حال عبور است
پاره اي از وجود تو را نيز
با خود خواهد برد !...
عشق بود بي صدا آمد
و چه ساده بود و پاک
چون کودکان
ناگهان آئينه شکست
و از خواب بيدار شدم
وتلخي اين خواب شيرين
هنوز با من است!...
دفترم را به دريا انداختم
يادت باشد ماهي ها هم
گوش مي دهند
به شعري كه برايت نوشتم
موج تيز رفتنت
دست بچه ماهي قرمز را بريد
از اينكه بزرگ تر از رنگش فكر مي كرد
حالا اين نقش گنج
در جزيره ي غمگين نگاهت
يك جمجمه ي تير خورده
و جواهري كه هيچوقت
نصيبم نشد!!!...


نويسنده: راحیل مورخ: 87/04/09 در ساعت: 13:57
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir