تبليغاتX
شب بی ترانه






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



×::::....::::×

مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ

دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار

کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...

صبح توي جعبه ي

مداد رنگي...

جاي خالي او...با

 هيچ رنگي پر نشد


نويسنده: راحیل مورخ: 87/04/31 در ساعت: 0:33
|+|



"::...::...::"

فرو نشستن

بر خاستن

درافتادن

دوباره جوشيدن

دوباره كوشيدن

تن از كشاكش گرداب ها به در بردن

هزار مرتبه با سر به سنگ غلتيدن

همه تلاش براي رسيدن

آسودن

رسيدني كه دهد دست

بعد فرسودن

هر چند غير از عشق

ديگر به چيزي هم اعتقادي نيست ؛

اما بهشتي هم اگر باشد

حتمأ همان فرداي بي اندوهگين توست

مفهوم دوزخ نيز

شايد همين امروز بي لبخند من باشد

كه در او جاي شادي نيست ،

با اين همه

گويا ميان اين دو هم چندان تضادي نيست

زيرا :

تا دستهايم را ميان دستهاي خويش مي گيري

حس مي كنم از دوزخ من تا بهشت تو

راه زيادي نيست !...

جسم از خاك ميزايد و به خاك مي رود

اما نفس خاك نيست كه در خاك شود

آغاز زندگي ست!...سخت است هنگام وداع

آنگاه که در مي يابي

چشماني که در حال عبور است

پاره اي از وجود تو را نيز

با خود خواهد برد !...

عشق بود بي صدا آمد

و چه ساده بود و پاک

چون کودکان

ناگهان آئينه شکست

و از خواب بيدار شدم

وتلخي اين خواب شيرين

هنوز با من است!...

دفترم را به دريا انداختم

يادت باشد ماهي ها هم

گوش مي دهند

به شعري كه برايت نوشتم

موج تيز رفتنت

دست بچه ماهي قرمز را بريد

از اينكه بزرگ تر از رنگش فكر مي كرد

حالا اين نقش گنج

در جزيره ي غمگين نگاهت

يك جمجمه ي تير خورده

و جواهري كه هيچوقت

نصيبم نشد!!!...


نويسنده: راحیل مورخ: 87/04/30 در ساعت: 0:42
|+|



بازهم زندگی

زندگی تکرار است

تکرارحوادث

سرکوب حـقایق

مرگ شـقایق

له شدن موری زیـر پا

شکستن دل ها

تنهایی مادری پیـر وفـداکار

در قنداق گریه نوزادی

شیرین است زندگی

انتظارِ عاشــــقی بی تاب

لحظه بوسیدنِ پـدری خسـتـه

دیـدار دو دلــدار

بارانِ بـهار…

تلخ است:زندگی

اشکی در پی دلـدار

التماس چشمها

غروب آخرین دیدار

پژمردن یک گل

سراب بیابان

بی فریاد بغضی

اینهاست زندگی آری

اما مهم اینها نیست

مهم این است که خدای بالایی سر ماست


نويسنده: راحیل مورخ: 87/04/25 در ساعت: 0:58
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir